audio audioduration (s) 0.24 164 | text stringlengths 1 4.93k | language stringclasses 6 values |
|---|---|---|
من دیشب پیش چندلر بودم | persian | |
پادشاه مقتدر | persian | |
می توانستیم بیش از هفتاد و شش پله هم صعود کنیم | persian | |
نگران نباش حواسم هس، ولش نمی کنم | persian | |
فقط شوخی کردم! | persian | |
!یه دونه باشی | persian | |
اَرجاوند | persian | |
من در طول همهگیری کرونا مانند هر کس دیگری درگیر بودهام | persian | |
ما کمی بال مرغ می خوریم، لطفا. | persian | |
پس این مرد مرموز کیه؟ | persian | |
خوب امروز چه کار کردی؟ | persian | |
می توانید کمر من را اندازه بگیرید؟ | persian | |
چه کسی بازی می کند؟ | persian | |
خردمندی فقط به دانستن واقعیات نیست. | persian | |
خورشید نور و گرما ترارسانی میکند. | persian | |
آنها بدون گفت و شنود در برابر هم نشستند. | persian | |
محدب | persian | |
لطفا جاده به مانیلا را به من نشان دهید. | persian | |
فرهنگ هکر، رهبر به معنی دقیق آن ندارد. | persian | |
تو سرت به کار خود باشه اینها رو ولشون کن. | persian | |
باید چند عکس رادیولوژی از من گرفته شود. | persian | |
این مکان فوق العاده نیست؟ | persian | |
می توانستیم بیش از هفتاد و شش پله هم صعود کنیم | persian | |
هر لحظه امکان داشت دروازه باز بشه | persian | |
روزنامهها خبر طلاق او را در بوق و کرنا کردند. | persian | |
از اختیار من خارج است. | persian | |
اگه بلایی سر آقای برادر و بابام بیاد | persian | |
اما این راه خوبی نیست | persian | |
اینجا نمی توانیم انجام بدهیم. | persian | |
باشه,اومدم.برام دعا کن | persian | |
دلتنگم و دیدار تو درمان من است | persian | |
تنها تعدادی از آنها را بررسی و به صورت محافظهکارانه تخمین زده بود | persian | |
و همینطور که به تحقیق ادامه دادیم | persian | |
تلفن قطع شد. | persian | |
قیمت خوبی است. | persian | |
موثر بودن فرهنگ شرم را ببینید که تا کجاست | persian | |
رنگهاى روغنى معمولا بهصورت رنگهاى روغنى لولهاى هستند | persian | |
اما سوسن ها بهتر هستند | persian | |
من اونجا با جاشوا هستم | persian | |
بفرمایید بنشینید! | persian | |
راهنمایی کسانی که هنوز مصمم نشدهاند دشوار است. | persian | |
خارج از محدوده و مخاطرهی حوایج | persian | |
.من فکر می کنم که نه | persian | |
یک مقاله علمی توسط دو زیستشناس آلمانی شرقی به نام جیکوب و آلیس سیگال چاپ شد | persian | |
بروید داخل پارک. | persian | |
خنده چندش آوری می کند ازتون ممنونم که اجازه دادین چند روزی مهمونتون باشم. | persian | |
دیوید باهوش است. | persian | |
من نمی توانم هیچ مخالفتی ببینم. | persian | |
چه بلیطی موجود دارید؟ | persian | |
او با لهجهی کشدار جنوبی حرف میزد. | persian | |
و خواستم این کارو بکنی | persian | |
آنچه را که بهمن تعلق دارد برخواهم داشت. | persian | |
بستگی داره چطور به آن نگاه کنی | persian | |
چه موقع بهتر است با تو تماس بگیرم؟ | persian | |
افزارگان کشتی برای سفر طولانی مناسب نبود. | persian | |
آیا او اسلواکی یا بلاروسی است؟ | persian | |
امروز شنیدم علی پروین میخواد پرسپولیس رو بخره واقعا شاد شدم | persian | |
مهتر نسیم عیار | persian | |
همین که ماجرا را بکسی تعریف کنید برای دوست، خویشان، همکارتان یا درمانگر | persian | |
من استقبال می کنم از فرصت برای بحث جزییات بیشتر. | persian | |
کسب و کاری که ارزش آن در حدود سه میلیون دلار در سال است | persian | |
و بیایید انجامش دهیم | persian | |
پیشبینیهای او دربارهی جنگ درست از آب درآمد. | persian | |
من می خواهم دلار آمریکا با یورو مبادله کنم. | persian | |
باد شدید وجود دارد. | persian | |
اِفتخار | persian | |
لطفاً این بار را به جایگاه تاکسی ببرید. | persian | |
تاچشم به هم بزنی میبینی آخر اسفندماه شد و باز یه سال بزرگتر شدیم و اطرافیانمون هم پیرتر | persian | |
استانسرایی، تاثیرگذاری اجتماعی، تغییر رفتار | persian | |
حالا هر چی هنوز یادم نرفته ها. | persian | |
چه ساعتی به تخت می روی؟ | persian | |
اون قبلنا هر وقت جلسه کاشفا برگزار می شد، میومد اونجا | persian | |
منم موافقم. تو چرا اینقد بی مسئولیتی؟ چرا به فکر آسایش خواهر مادرت نیستی؟ | persian | |
در پاستل رنگها قابل ترکيب نيستند | persian | |
روح انسان تقلا میکند که از گناه نجات یابد. | persian | |
پله دیس عقبهی سپاه | persian | |
برادرزاده من معمار است. | persian | |
آسمانی بی ستاره | persian | |
انگلیسی حرف نمیزنه | persian | |
... پسر بیادب و بیهنری | persian | |
آرمین | persian | |
چه کسی می تواند رایگان درس بخواند؟ | persian | |
زرد و قرمز نارنجی می سازند. | persian | |
مثل راندن | persian | |
آشپزی من رو تسکین میده | persian | |
نمی تونه سرشو بندازه پایین بیاد اینجا | persian | |
راز نهفت | persian | |
هیچکس او را نمی شناسد. | persian | |
اخلاقش مثل خانواده شوهرجان باشه | persian | |
صدای فریاد خوشحالی داداشم تو گوشمه خودمم خیلی داد زدم و اونقدر دست زدم دستام سرخ شد | persian | |
افسوس زیاد برای لغزشهای گذشته | persian | |
ماه های پاییز سپتامبر، اکتبر و نوامبر هستند. | persian | |
ما با هم خیلی مچ هستیم | persian | |
تو من رو ممنوع میکنی ؟ | persian | |
لیما | persian | |
من از این وسایل پرنقص پرهیز خواهم کرد | persian | |
می توانید یک لحظه اینجا منتظر بمانید؟ | persian | |
برو طبقهی پایین و منتظرم بمان. | persian | |
من با مانیکا صحبت کردم | persian | |
از نظر سیاسی ناسازگار | persian |
Subsets and Splits
No community queries yet
The top public SQL queries from the community will appear here once available.